صفحه اصلیفصلنامه شماره 50بخش سوم : روانشناسی و علوم تربیتی

بخش سوم : روانشناسی و علوم تربیتی

 

بخش سوم

روانشناسي و علوم تربيتي

 

 

سريال‏هايي که خانواده را به خاک سياه مي‏نشانند

بررسي برخي اثرات سريال‏ها و برنامه‏هاي ماهواره‏اي بر خانواده‏ها

گرچه ماهواره و تکنولوژي‏هاي جديد ارتباطي، سهم به سزايي در پيشرفت علم و رفاه انساني دارند اما در تجربه کوتاه و چندين ساله معلوم شده است که داراي برخي آسيب‏ها و پيامدهاي منفي نيز هست. با شناخت به موقع اين آسيب‏ها، مي‏توان زمينه را براي بهره برداري هر چه بهتر از اين تکنولوژي، آماده ساخت. بنابراين در اين مقاله بر آن شديم شما را با برخي از آسيب‏ها و پيامدهاي منفي ماهواره براي کودکان، جوانان و بزرگسالان، آشنا کنيم.

 

سه مکانيسم اثر گذاري سريال‏هاي ماهواره اي

1. هم ذات پنداري

يکي از اصول عمده در ساخت سريال، همانندسازي بيننده با کاراکترهاي مورد علاقه‏اش در آنهاست. منظور از همانندسازي پذيرش و دروني سازي رفتار و اعمال کاراکتر و سپس، رفتار کردن مثل آن کاراکتر در دنياي واقعي است. در اين هم ذات پنداري فرض مي‏شود که بيننده موجودي است که صرفاً به رفتارهاي هنرپيشه يا قهرمانان پاسخ‏هاي انفعالي مي‏دهد.

2. الگوگيري

الگوگيري از نظريه يادگيري اجتماعي يا يادگيري مشاهده‏اي سرچشمه مي‏گيرد. طبق الگوگيري، در رسانه‏ها رفتار يا عملي را مشاهده مي‏کنيم و سپس، با توجه به پيامدهايش همان رفتار يا حتي رفتاري شديدتر را در همان زمينه انجام مي‏دهيم. براي اين کار شرايط و لوازمي بايد فراهم شود، يعني الگوگيري طي مراحلي انجام مي‏گيرد.

ابتدا بايد به رفتار کسي که مي‏خواهيم از او الگو بگيريم توجه کنيم. در مرحله دوم، بايد آن رفتار را در ذهن رمزگذاري و در حافظه ذخيره کنيم و سپس، در مراحل بعد، آن را انجام بدهيم. البته اين رفتار به عوامل زيادي بستگي دارد که از بين آنها مي‏توان به عوامل انگيزشي و محيطي اشاره کرد. البته در نظريه مذکور، براي آنکه از رفتاري که در سريالي مشاهده شده تقليد شود بايد محيط مساعدي وجود داشته باشد، يعني عوامل محيطي در اين باره نقش آشکارساز مهمي دارند.

3. مهارزدايي

مهارزدايي يعني کاهش مهارهاي طبيعي که بيشتر افراد به کار مي‏بندند تا از بروز رفتارهاي مشاهده شده در سريال‏هاي جلوگيري کنند. مهارهاي طبيعي حاصل تربيت‏هاي خانوادگي، زمينه‏هاي ارزشي و اخلاقي و فرهنگي، و تعاليم رسمي و غيررسمي است. مهارزدايي از دو طريق افراد را تحت تأثير سريال‏هاي ماهواره‏اي و محتواي غيراخلاقي آنها قرار مي‏دهد:

الف) آماده کردن بيننده از راه تضعيف ديدگاه‏هاي عادي او

اگر نگرش‏هاي بيننده ضعيف شود راه براي بروز رفتاري که در سريال يا فيلم مورد توجه قرار گرفته هموار مي‏شود.

ب) پذيرش رفتارهاي مشاهده شده

اگرچه اکثر مردم اين باور کلي را دارند که رفتارهاي موجود در سريال‏هاي ماهواره‏اي غيراخلاقي است، تکرار آنها در رسانه، سرانجام نگرش به آنها را تغيير مي‏دهد و افراد به تدريج، به اين رفتارها نگرش مثبت‏تري پيدا مي‏کنند و کم‏کم زمينه براي ارتکاب آنها فراهم مي‏شود. اين مورد هم مثل خشونت در بازي‏هاي کامپيوتري مي‏بينيم. محققان مي‏گويند در بازي‏هاي خشن کامپيوتري بچه‏ها اول شليک مي‏کنند و بعد سؤال مي‏پرسند. اينجا هم پس از آنکه نگرش مثبتي به رفتارهاي موجود در سريال‏هاي ماهواره‏اي ايجاد شد بينندگان ابتدا مثل آنها عمل مي‏کنند و سپس در مورد کرده خود فکر مي‏کنند.

مهارزدايي موجب مي‏شود حساسيت‏ها به رفتارهاي نمايش داده شده کمتر و برانگيختگي و ناراحتي ناشي از نمياش فيلم‏ها کمتر شود. يک نوع ديگر تأثير نگرش در فيلم‏هاي ماهواره‏اي کاشت و توليد نگرش‏هاي خاص به رفتارهاي خاص فيلم‏هاست. محققان نشان داده‏اند که هر چه فرد بيشتر با تلويزيون يا رسانه‏هاي تصويري برخورد کند و آنها را ببيند ادراکات آن فرد از واقعيت‏هاي اجتماعي با آنچه در تلويزيون نشان داده مي‏شود هماهنگ‏تر است و واقعيت‏ها را بيشتر شبيه چيزي در نظر مي‏گيرند که در فيلم‏ها نشان داده‏اند. در حقيقت، بيننده در اينجا واقعيت را هماني مي‏بيند که از دريچه سريال ديده است.

اکنون مي‏توان ترکيبي از چند نظريه مطرح شده را ارائه داد. نتيجه چنين ترکيبي فرايند هنجارسازي رفتارهاي نمايش داده است. يعني در نبود بديل‏هاي مناسب در صدا و سيماي داخلي، به ماهواره‏ها توجه مي‏شود و به تدريج، حساسيت به رفتارهاي کاراکترهاي اين فيلم‏ها کم مي‏شود و مهارزدايي صورت مي‏گيرد. مهارزدايي سبب مي‏شود نگرش مثبت‏تري به رفتارهاي موجود در سريال‏ها به وجود بيايد و سپس، کسي که بخشي از وقتش را به تماشا سپري مي‏کند به تدريج رفتارهاي کاراکترها را طبيعي تصور مي‏کند و در نهايت، خود آماده انجام دادن آنها مي‏شود.

برخي اثرات عمومي ماهواره‏ها بر جامعه

ترويج خشونت

يکي از مهم‏ترين و آشکارترين پيامدهاي منفي فيلم‏ها و برنامه‏هاي شبکه‏هاي ماهواره‏اي، افزايش خشونت در جامعه است. تحقيقات مختلف روانشناسي با محوريت نظريه يادگيري مشاهده‏اي آلبرت بندورا نشان داده‏اند مشاهده صحنه‏هاي خشونت آميز، گرايش به پرخاشگري را در بينندگان آن بالا مي‏برد و اين در حالي است که حجم قابل مشاهده برنامه‏هاي ماهواره‏اي به فيلم‏هاي سينمايي و سريال‏هايي اختصاص دارد که در آن صحنه‏هاي خشونت آميز به طور مکرر تکرار مي‏شود. سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هرگونه جنايت با سلاح سرد و گرم، ترس بيننده را فرو مي‏ريزد؛ در واقع هنگامي که بيننده ساعت‏هاي متوالي، چنين برنامه‏هايي را مي‏بيند، گويا در کلاس آموزشي ترويج خشونت قرار گرفته است. اين تأثيرپذيري بر روي کودکان و نوجوانان بيشتر و قابل تأمل تر است.

 

بلوغ زودرس و دسترسي سريع به اطلاعات جنسي

اکثر سريال‏ها و برنامه‏هاي ماهواره‏اي به راحتي و بدون هيچ سانسوري، مسائل جنسي را مطرح مي‏کنند و نمايش مي‏دهند. اين شيوه ارائه اطلاعات حتي در آگهي‏هاي بازرگاني ماهواره‏اي نيز به وفور ديده مي‏شود. متأسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نيز بدون هيچ محدوديتي و در کنار والدين خود به تماشاي اين صحنه‏ها پرداخته‏اند و اين در حالي است که هيچگونه ظرفيتي براي پذيرش اين گونه اطلاعات ندارند، در نتيجه تحت تأثير آن قرار مي‏گيرند. بلوغ زودرس يکي از نتايج منفي اين مسئله است. الگوگيري و تکرار اعمال مشاهده شده با فرزندان کوچک‏تر نيز، بارها به علت همين مسئله گزارش شده است.

باورهاي غلط درباره مسائل عاطفي و جنسي

تبليغات غلط و غلو شده در شبکه‏هاي ماهواره‏اي که دائماً بر توانايي‏هاي جنسي افراد مجرد و متأهل تاکيد مي‏کنند، مي‏تواند زمينه ساز شکل گيري باورهاي غلط و کسب اطلاعات نادرست در زمينه مسائل جنسي افراد شود. اين برنامه‏ها و تبليغات که هدفي جز فروش محصولات خود ندارند، باعث شده‏اند بسياري درباره چگونگي و توانمندي‏هاي جنسي خود شک کنند و در پي درمان‏هاي نادرست بروند. از سويي اطلاعاتي که برنامه‏هاي ماهواره‏اي درباره چگونگي روابط عاطفي در سريال‏ها و فيلم‏هاي خود نشان مي‏دهند، باعث شکل گيري سبک‏هاي نادرست ارتباطي بين جوانان مي‏شود.

 

فراهم سازي گسست و درگيري بين نسلي

تأثير برنامه‏هاي ماهواره‏اي بر روي فرزندان خانواده‏ها يا همين نوجوانان و جوانان بيشتر است، به طوري که اين گروه زمان بيشتري را صرف تماشاي برنامه‏هاي ماهواره‏اي مي‏کنند. اين برنامه‏ها ارزش‏ها، باورها، تصورات، انتظارات و جهت گيري‏هاي ارزشي متفاوتي را تبليغ و عرضه مي‏کنند که باعث مي‏شود به مرور زمان فاصله رواني بين والدين و فرزندان بيشتر و بيشتر شود و به انقطاع يا گسست نسلي بينجامد. البته بروز شکاف بين نسلي در بستر رشد، پيشرفت و تجارب متفاوت، اجتناب ناپذير است و حتي زمينه ترقي و تعالي را فراهم مي‏کند اما گسست و درگيري بين نسلي شديدتر خواهد بوده و مي‏توان آن را تا حدودي منفي ارزيابي کرد؛ زيرا در اين وضعيت غالباً نوجوانان و جوانان مي‏کوشند آخرين پيوندهاي وابستگي خود را از والدين يا نسل بالغ بگسلند و اغلب در اين راه به گردنکشي و طغيانگري مي‏پردازند. خلاصه آن که در يک گسست نسلي به جاي تعامل بر سر ارزش‏ها جنگي تمام عيار شکل مي‏گيرد. اختلافات و درگيري‏هاي شديد بين فرزندان و والدين، ترک منزل بدون اطلاع، حرمت شکني‏ها و ... نتيجه اين فرايند است.

 

ايجاد زمينه‏هاي اختلاف و تنش بين همسران

تماشاي صرف و غيرنقادانه اي برنامه‏هاي متنوع ماهواره‏اي و مقايسه منفي خود با شخصيت‏ها و داستان‏هاي اين برنامه‏ها، مي‏تواند خوراک لازم، براي ايجاد يک درگيري حسابي بين زن و شوهر را فراهم کند. در واقع بايد بپذيريم برنامه‏هاي ماهواره‏اي در فضا و جامعه ديگر ساخته شده و منطبق با هنجارها و ارزش‏هاي آن جامعه است که به طبع، برخي از اين هنجارها و ارزش‏ها، با جامعه ما تداخل دارد و حتي متضاد است؛ حال اگر بخواهيم زندگي خود و همسرمان را با توجه به مشاهدات برنامه‏هاي ماهواره‏اي مقايسه، تفسير و ارزيابي کنيم، خوب معلوم است که به در بسته مي‏خوريم.

اين در بسته مي‏تواند منبع ناکامي، سرخوردگي و خشم ما را فراهم کند و در نتيجه باعث بروز تنش و درگيري در محيط خانواده شود. مقايسه‏هاي ذهني نادرست، انتظارات نامعقول، توجيهات اشتباه، نارضايتي بي مورد، حسادت، روابط پنهاني و ... در روابط همسران، همگي مي‏تواند ناشي از تأثير همين برنامه‏هاي ماهواره‏اي باشد.

 

کاهش تعاملات واقعي

شايد بارها پيش بيايد در خانه مشغول تماشاي برنامه‏هاي ماهواره‏اي هستيدو عملاً ورود، خروج يا صحبت‏هاي ساير اعضاي خانواده خود را متوجه نمي‏شويد. اين مسئله يکي از آسيب‏زاترين پيامدهاي استفاده مفرط از برنامه‏هاي تلويزيوني و ماهواره‏اي است که باعث مي‏شود، ارتباط برقرار کردن و تعاملات بين خانوادگي و حتي دوستان خود را در اولويت دوم قرار دهيم و زمان بيشتري را به تماشاي برنامه‏هاي مختلف بپردازيم. اين مسئله خود به مرور باعث ايجاد فاصله رواني بين همسران، فرزندان، والدين و دوستان مي‏شود.

 

وابستگي و اتلاف وقت

برنامه‏هاي ماهواره‏اي چنان با جذابيت و تنوع همراه مي‏شوند که همه سعي خود را بر ميخ‏کوب کردن و يکجا نشاندن بيننده خود مي‏کنند. اين تنوع، سرگرمي و جذابيت باعث مي‏شود برخي افراد تا ساعت‏ها، زمان خود را براي تماشاي برنامه‏هاي مختلف ماهواره‏اي اختصاص بدهند که نتيجه‏اي جز اتلاف وقت ندارد و حتي گاهي باعث ايجاد وابستگي مي‏شود؛ به طوري که اگر زماني فرد نتواند يک برنامه را به هر دليلي مشاهده کند، دچار احساسات منفي مي‏شود و دائماً در پي رفع آن دليل خواهد بود، انگار نبض زندگي او با نبض ماهواره، گره خورده است.

 

افت عملکردهاي تحصيلي و شغلي

تماشاي مفرط برنامه‏هاي ماهواره‏اي آن هم تا پاسي از نيمه شب، باعث کاهش عملکردهاي آموزشي و تحصيلي دانش آموزان و دانشجويان مي‏شود؛ بطوري که در کلاس درس دائماً چرت مي‏زنند و وقت کمي را نيز براي انجام تکاليف درسي و آموزشي خود مي‏پردازند. همچنين افراد بزرگسال نيز در محيط کار با مواردي چون تأخير، غيبت و اهمال‏کاري روبه‏رو مي‏شوند که باعث افت عملکرد شغلي آنان مي‏شود.

افزايش مصرف گرايي

زمان زيادي از برنامه‏هاي ماهواره‏اي به تبليغات کالاهاي مختلف اختصاص يافته است. بيشتر اين تبليغات بر محور کالاهاي بهداشتي - آرايشي و مُد است. اين تبليغات آنچنان با جذابيت و پرتکرار ارئه مي‏شوند که مخاطب خود را به خريد آن ترغيب و وسوسه مي‏کند.

در چند سال اخير بسياري از رسانه‏هاي داخلي مانند تلويزيون و روزنامه سعي کرده‏اند مردم را نسبت به نادرست بودن و زيان آور بودن اين تبليغات و محصولات آگاه کنند، اما اين روند گويا همچنان ادامه دارد و نتيجه‏اي جز افزايش مصرف گرايي ندارد.

 

تهديد سلامت جسماني

تماشاي مفرط برنامه‏هاي ماهواره‏اي باعث ايجاد سکون و بي حرکتي در بينندگان آن مي‏شود که اين خود مي‏تواند زمينه‏هاي سردرد شديد، گردن درد، اختلالات خواب، خشک شدن چشم‏ها و دشواري در ديد، اضافه وزن و ... را فراهم کند. با اين توصيف مي‏توان گفت گرچه ماهواره مي‏تواند در هشيار کردن، اطلاع رساني و پيشرفت نقش مهمي داشته باشد، اثرات و پيامدهاي منفي نيز به جاي مي‏گذارد؛ تا جايي که کشورهاي مختلف براي اين موضوع در حال چاره انديشي هستندو هزينه‏هاي هنگفتي را صرف کاهش آسيب‏هاي ماهواره مي‏کنند.

 

 

       
   
 
     

 

 

 

 

آيا مي‏توان در دوران دانشجويي ازدواج کرد؟

حجت‏الله حاجي‏کاظم

 

مسئله از کجا آغاز مي‏شود؟

دختر خانم: وقتي هنوز درسم تمام نشده، جواب خواستگار را چه گويم؟ خواستگارهاي خوبي که الان دارم، بعد از فارغ التحصيلي بيشتر مي‏شوند يا کمتر؟ اگر ازدواج کنم، مي‏توانم درس را ادامه دهم يا پرونده تحصيلاتم را بايد مختومه اعلام نمايم؟ چگونه ممکن است هم ازدواج کرد و هم درس خواند؟

آقا پسر: در جامعه امروز اگر بخواهم زودتر زندگي‏ام را شروع کنم و فاصله سني من با فرزندم خيلي زياد نشود و از خطرات اطرافم در امان بمانم، چطور مي‏توانم با درآمدي مختصر کنار درس شرايط ازدواج را فراهم کنم؟ با چه طرحي پيش بروم که دل خانواده‏ام نيز قرص شود؟

اين‏ها سؤالات بسيار رايج امروز دختران و پسران است.

درس خواندن،‏ موجب افزايش فرصت انديشيدن و افزايش درک اجتماعي مي‏شود و فرصت بروز استعدادها را فراهم مي‏نمايد. خانواده‏ها تحصيل را امتيازي مثبت در ازدواج مي‏دانند. از سوي ديگر با افزايش ميل به تنها زيستن (که با سبک زندگي خوابگاهي تقويت مي‏شود) درس خواندن، به دستاويزي براي بروز بيشتر ميل به تجرد تبديل شده است. از سوي ديگر، ازدواج با ايجاد زمينه رشد در مکانيسم الهي خود به وسيله خوشي‏ها و تلخي‏هاي زندگي، انسان را به پا نهادن در مسيري ياري مي‏نمايد که ظرفيت آن، ايجاد امکان همراهي زوجين در دنيا و آخرت خواهد بود. چنين امر خطيري آن قدر اهميت دارد که مي‏توان به خاطرش بسياري از فرصت‏هاي ظاهري را ناديده گرفت. هرچند اگر اصل ازدواج در خطر نباشد، مي‏توان گاهي به دليلي موجه آن را به تأخير انداخت. اما تا کي و چگونه؟

جوان نسبت به ناموفق نبودن ازدواج خود ترس معناداري داشته و گاه تلاش مي‏نمايد با تأخير آن، فرصت‏هاي خويش را افزايش دهد اما آيا جوان‏تر بودن و انعطاف روحي بيشتر داشتن، امتياز بزرگي براي رضايت بهتر از زندگي نيست؟ برخي خانواده‏ها هم که اصرار بر اتمام همه تحصيل و شاغل شدن قبل از ازدواج دارند و احساس مي‏کنند جايگاه اجتماعي خانواده آنها اجازه نمي‏دهد فرزندشان هنگام ازدواج دانشجو باشد. به اين نکته توجه کنيم که برنامه‏ريزي کردن براي زندگي شاد و الهي، نياز به رهايي از دلايل ضعيف و توجيه‏هاي سطحي دارد و لازم است تک تک اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را در اين راستا اولويت بندي نماييم.

 

چه راه‏هايي وجود دارد؟

بايد در ميان سه راه انتخاب کرد: 1. در اين مقطع فقط درس بخوانيد. 2. در اين مقطع فقط ازدواج کنيد. (و درس را رها نماييد) 3. در اين مقطع ازدواج نماييد اما براي درس خواندن در کنار زندگي برنامه استواري داشته باشيد. راه دوم از بحث ما خارج است و تنها يک توصيه در مورد آن: اگر به درس خواندن علاقه‏اي نداريد، همه عرصه‏هاي علم آموزي را رها نکنيد. رها کردن روحيه آموختن مي‏تواند موجب محروم شدن شما از يادگيري نکات ضروري حين زندگي شود. به مهارت آموزي بپردازيد يا از آموزش‏هاي راه دور و دانشگاه‏هاي مجازي استفاده کنيد.

 

براي ازدواج اقدام کنم يا نه؟ (پسران)

واقعيت اين است که با سبکي خاص از زندگي که در آن محبت‏هاي معنوي و لذت‏هاي مادي نيز به موقع تأمين مي‏شود، مي‏توان چند سال زودتر از آنچه در جامعه رايج است ازدواج کرد. نکته مهم آن است که براي اين کار بايد بلوغ‏هاي لازم براي ازدواج حاصل شود. مشکلي که بر سر راه ازدواج زود هنگام (به موقع) وجود دارد، اين است که برخي بلوغ‏هاي اجتماعي و پختگي‏ها حاصل نشده است. البته بهتر است بگوييم جامعه توقع بلوغ بيشتري دارد و چاره‏اي هم نيست که بلوغ بيشتري به دست آمده باشد وگرنه به خاطر پيچيدگي‏هاي نسبي زندگي‏هاي امروزي، امکان بروز مشکل وجود دارد. البته راه حل آن دشوار نيست. بايد دختر و پسر جوان قبل از آغاز فرآيند انتخاب همسر، کتاب‏هاي خوبي را در اين زمينه مطالعه نمايند و در صورت امکان در دوره‏هايي شرکت کنند. در طول جلسات خواستگاري نيز بدون عجله بررسي و با مشاوراني در ارتباط باشند. در اين صورت نه تنها در ازدواج با مشکلي مواجه نمي شوند، بلکه بسياري مواقع مي‏توانند ازدواج پايدارتري نيز داشته باشند.

پس اولين قدم، مطالعه و مشخص کردن اهداف تشکيل زندگي است. کسي را که زندگي الهي و زيبايي دارد پيدا کنيد و با او مشورت نماييد. روي اهداف خود فکر کنيد و نتايج را يادداشت کنيد.

قدم دوم اين است که در کنار درس، کاري هرچند بسيار جزئي و مختصر پيدا کرده و با پيگيري منضبط آن، کفايت اقتصادي خود را به خانواده‏تان نشان دهيد. توجه کنيد که مهم‏تر از پول براي ازدواج، اهل کار و برنامه‏ريزي بودن است.

ايده ازدواج به موقع را از مصاحبه‏ها و نمونه‏هاي مختلف جستجو کرده، تحليل کنيد و بسيار ملايم با خانواده خود مطرح نماييد. احترام آنها را رعايت کنيد و در نظر داشته باشيد که بدون رضايت آنان نبايد هيچ اقدامي کنيد. سعي کنيد گاهي با بيان داستان ازدواج‏هاي موفق به موقع، فضاي ذهني آنان را آماده کنيد.

اگر به نظرتان مي‏رسد خانواده دختري شرايط شما را نمي‏پذيرد، به خود بگوييد من دنبال کسي هستم که ايده مرا درک کند و با آن موافق باشد و نه هر خانواده‏اي که تحت تأثير فضاي جامعه با ازدواج به موقع موافق نباشد.

 

فعلاً فقط درس بخوانم يا ازدواج کنم و درس بخوانم؟ (براي دختران)

1. تلاش کنيد مقاطع پرحجم تحصيل (مثل کنکور) را قبل از ازدواج پشت سر گذاريد.

2. اگر با درس خواندن ممکن است «خواستگار داشتن» را از دست بدهيد، ازدواج را انتخاب کنيد. چرا که در اهميت ازدواج ترديدي نيست. نکته ديگر اينکه پسران علاقه‏مندتر به زندگي،‏ زودتر براي ازدواج اقدام مي‏کنند. (هرچند بايد بررسي کرد که به بلوغ اجتماعي و عاطفي رسيده باشند) بنابراين هر برنامه‏اي که در نظر داريد، بهار جواني را به دست خود رها نکنيد.

3. اگر ديدگاه خواستگار شما،‏ خانواده او و تاحدودي خانواده خودتان اين باشد که مي‏توان زندگي کرد و درس هم خواند، مي‏توانيد با دلگرمي بيشتري ازدواج را انتخاب کنيد. اگر زمينه‏هاي چنين نگاهي را در خانواده‏هايتان نمي‏بينيد، با اين احتمال که «ممکن است با ازدواج نتوانيد درس را ادامه دهيد» تصميم بگيريد.

4. زندگي کردن و درس خواندن، شيريني‏هاي خود را دارد. در کنار همسر درس خواندن و کمک به رشد علمي يکديگر، بسيار زيباست، اما ببينيد بر سر چنين ايده‏اي که ممکن است با وجود برکاتش، گاه موجب کاهش اوقات فراغتتان نيز گردد، با هم توافق داريد يا خير.

5. نيازهاي عاطفي و روحي همسر (مرد و زن) بر درس و کار و ... اولويت دارد. شايد لازم باشد زماني خيلي راحت به خاطر همسرتان در کلاسي شرکت نکنيد يا در جلسه امتحاني حاضر نشويد و خلاصه همسرتان برايتان خيلي مهم‏تر از موفقيت‏هاي ظاهري باشد. (هرچند ازدواج به علم آموزي کمک بسياري مي‏نمايد) ببينيد آيا چنين روحيه‏اي داريد؟ اگر نمي‏توانيد چنين رويکردي داشته باشيد، ممکن است درس به زندگي شما لطمه زند. (البته حق اين است که موفقيت‏هاي ظاهري درسي، براي شما نسبت به رعايت حال خانواده ترجيح نداشته باشد.)

6. اگر به خواستگار خود علاقه قبلي داريد، نکات بيان شده براي تصميم‏گيري شما کافي نيست و بايد از نکات مشاوره‏اي تخصصي‏تر استفاده نماييد. يکي از دلايل آن اين است که در چنين مواردي، دختران و پسران‏ نمي‏توانند ارزيابي منصفانه و دقيقي از شرايط داشته باشند و امکان اتخاذ تصميم نادرست وجود خواهد داشت که البته با پيگيري مشاوره‏اي، قابل تحليل خواهد بود.

 

سبک زندگي «درس و زندگي در کنار همسر»

افزايش سطح تحصيلات در جامعه، يکي از عوامل مهم افزايش سن ازدواج و کاهش قدرت تحمل زوجين است. مي‏خواهيم طرحي براي اصلاح سبک رايج ارائه نماييم که در آن ميان رشد علمي و اجتماعي و نيز نقش همسري و مادري جمع گردد. همان که در زبان ما معروف است به: «ز گهواره تا گور دانش بجوي». اين سبک زندگي را در روش بسياري حوزويان امروز نيز مي‏توانيم بيابيم: «ارتباط مستمر (هرچند تدريجي) با علم در کنار زندگي»

مانع اصلي بر سر اين راه، آن است که چنين روشي در جامعه آنچنان پذيرفته نشده است. بسياري، تحصيل را وسيله‏اي براي درآمد و رفاه مي‏دانند و گويا همه شيريني زندگي را خلاصه در کار کردن و درآمد بالا دانسته‏اند؛ در حالي که در عرصه عملي،‏ شيريني را تنها وابسته به سطح درآمد نمي‏يابد. بسياري از همسران موفق، هر دو، بخشي از زمان خود را براي تکميل تحصيلات خود صرف مي‏نمايند (که البته ايده تحصيل هم‏زمان زن و شوهر نياز به بررسي مشاوره‏اي بيشتر دارد.)

در ادامه، راهکارهايي براي نزديک شدن به اين سبک پيشنهاد مي‏نماييم.

 

براي عملياتي کردن سبک زندگي «تحصيل و زندگي» چه کنيم؟

1. زن و مرد،‏ هر دو بايد رشد علمي نمايند و رشد علمي را در درجه اول براي خوب‏تر زندگي کردن دنبال کنند. اين نگاه را درک کنيم و خواستگاري که آن را باور داشته باشد انتخاب نماييم. (شيوه کشف باورهاي خواستگار را از مباحث مشاوره‏اي مرتبط با جلسات خواستگاري و تحقيق دنبال نماييد.)

2. همراهي و درک خانواده‏هاي شما به ويژه خانواده طرف مقابل مي‏تواند کمک بزرگي در مسير اين سبک باشد. اگر با درک خانواده خود مشکل داريد، مي‏توانيد بين يک تا چند ماه به طور کاملاً غير مستقيم (مثلاً با بيان خاطره) آنان را از مشکلات تجرد و ازدواج‏هاي شيرين دانشجويي آگاه کنيد.

3. هر ازدواجي به آموزش‏هاي مهارتي نياز دارد. اين اصل در مورد ازدواج جوانانه‏تر،‏ اهميت بيشتري خواهد داشت. آموزش‏ها را دنبال کنيد.

4. تشريفات ازدواج را از سوي خانواده خود حذف نماييد و با شرايط همسرتان مدارا نماييد تا همسرتان نيز در مورد نيازها و شرايط خاص تحصيلي شما به راحتي و با علاقه بيشتري همکاري نمايد. مي‏توانيد جشن عقد را در مراسم ازدواج دانشجويي در نظر بگيريد. اگر براي تشريفات زندگي سخت بگيريد، زماني براي درس خواندن برايتان باقي نخواهد ماند. اين گذشت‏ها، به خاطر ارزش «علم آموزي» است.

5. سعي کنيد پس از عقد،‏ مراسم عروسي را تا زماني که حجم درس‏هايتان کاهش يابد (دو سه سال) به تأخير بيندازيد. اين روش کمک مي‏نمايد علاوه بر تجربه شيرين دوران عقد، شناخت بيشتري از همسر پيدا کرده و مهارت‏هاي بهتر تعامل کردن با او را بيابيد. البته اين موضوع در صورتي ممکن است که خانواده‏ها نيز مخالفت اساسي با آن نداشته و حاضر به همکاري در اين مورد باشند. درباره مدت تقريبي عقدبسته بودن و همکاري در رفت و آمد، بايد خانواده‏ها قبل از «بله گفتن»، توافق‏هاي حساب شده داشته باشند.

6. در چند ماه اول ازدواج، دو طرف ممکن است دچار به هم ريختگي در برنامه‏ها شوند. اين موضوع در خانم‏ها ظهور بيشتري دارد. پس اندکي افت تحصيلي در اين دوران امري طبيعي است اما به اميد خدا در ادامه به خوبي جبران خواهد شد.

7. همسر خود را به هنگام کمک وي در کارهاي خانه، تشويق کنيد و هميشه بگوييد که اتکاي درس خواندنتان به اوست. اين ابرازها تاثيرات خوبي در همکاري و روحيات وي خواهد داشت.

8. مواقعي که همسرتان حضور ندارند را به درس اختصاص دهيد.

9. قرارتان بر اين باشد که تا زمان سپري کردن مراحل پر حجم تحصيلي، بچه دار نشويد. با حضور فرزند در زندگي هم درس خواندن ممکن است اما کمي دشوار خواهد بود. نکات درس خواندن با حضور کودک، نياز به مجالي ديگر دارد.

10.   توجه نماييد که با ازدواج، نيازها و مسئله‏هاي زندگي افزايش مي‏يابد اما توان شما نيز به طور قابل ملاحظه‏اي افزون مي‏شود و چنين تغيير تواني،‏ بخشي از ياري‏هاي ربوبي خداوند است. هميشه روي عنايت حق حسابي باز نماييد.

 


 

 

 

 

شک، گذرگاه خوبي است نه منزلگاه

اثر منتشرنشده‏اي از استاد شهيد مرتضي مطهري(ره)

 

متن زير سخنان شهيد آيت الله مرتضي مطهري(ره) است که در يک گفت‏وگوي خصوصي با شخصي که دچار شک در اعتقادات بوده است ايراد شده و روي نوار ضبط شده بود که براي اولين بار در فصلنامه مطهر به چاپ رسيد. اين متن در هيچ کدام از کتب شهيد مطهري چاپ نشده بود.

شهيد مطهري(ره): من درست يادم هست که از سن سيزده سالگي يک مرتبه برايم سؤال پيدا شد. يک مرحله از عمر انسان مرحله کودکي است که هر چيزي را به صورت تلقين قبول کرده و احتمال خلاف نمي‏دهد و بعد برايش سؤال پيدا مي‏شود. از سن سيزده سالگي براي من شک پيدا شد. آنهم يک مسائل خيلي عادي. مثلاً در فريمان که بوديم پيش خودم فکر مي‏کردم چطور مي‏شود اسب ما که مي‏زايد بچه‏اش شبيه خودش است. بچه اسب همسايه ما شبيه خودش است؟ مي‏گفتم اگر خدا اينها را خلق کرده، چرا يک چنين چيزي در کار باشد؟ چرا کره اسب سمند- که طلايي رنگ است- سمند است و کره اسب کهر، کهر است؟

از اينجا شک من شروع شد و اين مسائل مرا خيلي اذيت نمي‏کرد. چون خودم يک جوابي به آنها مي‏دادم. تا اينکه دو سه سالي ترک تحصيل داشتم.(۱) و بعد در سن هفده سالگي به قم رفتم. در آنجا بيشتر در اثر آشنايي با هيئت جديد يک شکي سراپاي وجود من را گرفت که واقعاً به همان شبهه غزالي شبيه بود. غزالي مي‏گويد «چنان شک مرا فراگرفته بود که اصلاً خواب و خوراک را از من گرفته بود و دربستر افتاده بودم. آب دهانم خشک و دهانم تلخ شده بود وکساني که مي‏آمدند مرا معالجه کنند نمي‏فهميدند درد من چيست.» من هم نمي‏گفتم درد من چيست. از افراد گريزان بودم. روزها اغلب عبايم را به سر مي‏کشيدم.(۲) تنها مي‏رفتم امامزاده حمزه در پايين شهر قم که خلوت بود و آنجا مي‏نشستم. نمي‏دانيد يک مدتي چه بر من گذشت! ولي همان دوران شک يک روح تلاشگر محققي در من ايجاد کرد، درست مثل آدمي که خيلي تشنه باشد هم شک مي‏کردم، هم زياد شک مي‏کردم.

در همه چيز شک مي‏کردم ولي در عين حال واقعاً مي‏خواستم بفهمم که قضيه چيست؟ بعد فهميدم اين براي من منزل خوبي بوده و اگر شک نمي‏کردم بسياري از سؤالات ممکن بود در سن سي چهل سالگي بخواهد براي من مطرح شود ولي همين سؤالات در سن هفده سالگي همه براي من مطرح شد. چون سؤال‏ها زود برايم مطرح شد راه حل و جواب‏ها (هم زود برايم معلوم شد) اين بود که اصلاً يک حالتي در من پيدا شده که شايد از زندگي و نوشته‏هاي من خيلي پيدا باشد که هميشه به استقبال مسائل شکي مي‏روم، خوشم مي‏آيد چون يک حالت اطميناني به خود پيدا کرده‏ام که وقتي به هرکدام از اينها وارد بشويم راه حل دارد. خودم را هميشه در معرکه همين مسائل مي‏اندازم. اين براي آن است که آن منازل را عبور کرده‏ام. در نوشته‏هايم مکرر نوشته‏ام که شک گرچه منزلگاه خوب و توقفگاه مناسبي نيست ولي معبر خوب و لازمي است.

در مقدمه عدل الهي اين مطلب را نوشته‏ام. در نظام حقوق زن دراسلام هم به عبارت ديگري نوشته‏ام که شک اگرچه توقفگاه بدي براي انسان است؛ ولي معبر بسيار لازم و مفيدي است. اگر انسان بخواهد همان جا بايستد و بنشيند، جاي خيلي بدي است.

بعضي‏ها وقتي به اين مرحله شک مي‏رسند مي‏گويند پس ديگر ولش کن. آن وقت دنبال مسائلي مي‏روند که ديگر فکر نکنند. بسياري از اشخاص به اعتيادها وارد مي‏شوند براي اينکه اساساً فکرشان دنبال اين مسائل نرود، اين خطر است. در جامعه هم همين طور است. اگر اين تشکيلات وارد جامعه نشود خطر است. اگر وارد نشود کم کم مردم آن حالت ديني‏شان رو به تحجر که رو به عفونت مي‏رود. درست مثل آب کاملاً صافي که آن را در حوض قرار مي‏دهيم و اگر مدتي بماند مي‏گندد.

اگر در مردم يک حالت آرامشي باشد و بر معتقدات ديني و مذهبي (هرگونه معتقدات ديني و مذهبي خودمان) تازيانه شک نخورد، در آن صورت عوام پيشتاز آن معتقدات مي‏شوند. وقتي عوام پيشتاز بشوند، دائم از خودشان چيزي مي‏سازند و مرتب کم و زياد مي‏کنند. بعد يک شله قلمکاري از آب در مي‏آيد که واويلاست! ولي وقتي يک عده‏اي پيدا مي‏شوند و بي‏رحمانه شروع مي‏کنند به حمله کردن و به ريشه حمله مي‏کنند (اين باعث تقويت معتقدات مي‏شود.) درست مثل هر جانداري که وقتي مورد حمله قرار بگيرد به مبارزه برمي خيزد و در نتيجه نيروي داخلي‏اش بيشتر مي‏شود.

چرا بازوهاي ما قوت ندارد؟ چون هيچ وقت روي آنها فشار نيامده است. ولي اگر يک مدتي ورزش مي‏کرديم يا اگر شلاق به پشتمان زده بودند و ما را در کارهاي سنگين مي‏بردند، بازوهايمان مثل بازوهاي پهلوان قم بود. الان دست من از کم نيروترين دست‏هاي دنياست به طوري که يک بچه هم مي‏تواند مشتم را باز کند، چون اين دست کار نکرده و ضعيف شده است.

فکر فرد و فکر جامعه هم عيناً همين طور است. به خدا همين کسروي به اين مملکت خدمت کرد. او مي‏خواست خيانت کند ولي خدمت شد. او به تشيع خدمت کرد، يعني همين جور بي پروا به تشيع حمله کرد، از قمه زدن شروع کرد تا خود حضرت علي7 و خود حضرت صاحب7. اگر کسروي پيدا نشده بود و اين حرف‏ها را نمي‏زد، همان حرف‏هاي درست کتاب کشف الاسرار آقاي خميني و ديگران هم (در ميان نمي‏آمد.) حرف‏هايي که کسروي و امثال او زدند سبب شد تا عده‏اي در مقام (جواب) برآيند. آن‏هايي که در مقام (جواب) بر مي‏آيند قهرا تزکيه مي‏کنند، يعني حرف‏هاي نامربوط را دور مي‏ريزند و حرف‏هاي درست را مي‏آورند.

آيا اگر توده‏اي‏ها نيامده بودند و مسائل ماترياليسم و ديالکتيک و... را نياورده بودند، آقاي طباطبايي پيدا مي‏شد؟ اصول فلسفه و روش رئاليسم و ده‏ها و صدها کتاب ديگر پيدا مي‏شد؟ پيدا نمي‏شد. آيا ما و شما هيچ وقت تا حال در عمرمان فکر کرده بوديم که اصلاً اسلام چه فلسفه‏اي در باب حقوق زن دارد؟ ولي وقتي کساني آمدند و صد تا ايراد گرفتند، آن وقت تازه رفتيم و ديديم عجب خوب شد! راجع به اقتصاد اسلامي و هر چيز ديگري هم همين طور. اين کتاب بيست و سه سال که علي دشتي نوشته(۳) جايش خالي بود.

راجع به امت و توحيد و بسياري از مسائل اجتماعي چون مورد حمله بوديم به اندازه لازم کتاب نوشته‏اند. اما تا حالا کسي به خود پيغمبر حمله نکرده بود و جاي اين کتاب خالي بود. حالا که اين کتاب نوشته شده، بعدها افراد مي‏آيند تاريخ پيغمبر را دقيق مطالعه مي‏کنند، حرف‏هاي صحيح را از ناصحيح تشخيص مي‏دهند و يک تاريخ حسابي مي‏نويسند، تازه آن وقت شخصيت پيغمبر خوب نمايان مي‏شود.

اگر واقعاً چيزي حقيقت باشد از ضربه نبايد بترسد، اگر باطل باشد حق دارد بترسد. چون وقتي چيزي اساس ندارد با يک هجوم مختصر از ريشه کنده مي‏شود و مي‏افتد، ولي اگر چيزي اساس داشته باشد و ريشه‏اش به جايي بند باشد نبايد بترسد. يک درخت زنده نبايد بترسد.

 

پي‏نوشت‏ها:

۱. همان طور که استاد شهيد بعداً متذکر شده‏اند اين ترک تحصيل به واسطه کشتار مردم در مسجد گوهرشاد بوده است که در پي اين حادثه حوزه علميه مشهد موقتاً تعطيل شد.

۲. در آن وقت من مقدمات را مي‏خواندم. البته قبلاً کمي مقدمات تا سيوطي و حاشيه ملاعبدالله را در مشهد خوانده بودم. بعد آن قضاياي کشتار مشهد رخ داد و دو سه سال ترک تحصيل کردم. در سن هفده سالگي که مي‏خواستم به قم بروم، تازه حاشيه ملاعبدالله را مي‏خواندم که آنها را هم فراموش کرده بودم و در قم از نو مطالعه مي‏کردم.

۳. در اين کتاب نويسنده، ۲۳ سال زندگاني پيامبر9 بعد از بعثت را تحليل مغرضانه کرده است.

 

 

 

 

شناسنامه

مکاتبه و اندیشه

ماهنامه فرهنگي اجتماعي دانشجويي
صاحب امـــــتياز: نهاد نمايندگي مقـــام معظم رهبري در دانشگاه ها
سر دبير: محمدعلي ليالي
شوراي سياست گذاري: داوود رنجبران، محمدجواد واعظی، محمدعلي ليالي، صالح قنادي، ، حسن قدوسی زاده،محمدباقر پوراميني، محمد شکراللهي

 سایت و فضای مجازی: فرید حاجی زاده
امور مشترکان: محمد فراهاني
نشـــاني: قــم، بلوار جمهوري اسلامي نهــاد نمــايندگي مقــام معظم رهبري در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردي
تلفن تحريريه: 02532934633
تلفن امور مشترکان:02532110355
صندوق پستي: 413-37185
پيامک:09191500933

پست الکترونيک:

واحد فنی سایت

این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید  

نشریه

این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید

پیوندها

آمار بازدید از فصلنامه

2145599
امروز
دیروز
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
5451
1533
83348
138098
2145599

امروز: یکشنبه، 01 اسفند 1395 - ساعت: 23:12:14
بازگشت به بالا